سعی کن به کسی که تشنه ی عشق است دل نبندی،
سعی کن به کسی که لایق عشق است دل ببندی،
چون تشنه ی عشق روزی سیراب خواهد شد!
سلام
اینم از مطلب
ضد پسر ایرونی ... باتشکر از کسانی که جنبه بالای خود را
درمطلب قبلی با تمام وجود نشان دادند ...
*
*
*برو ادامه مطلب
.jpg)
از پشت آيفون ميگه ... تنهايی؟
پ نه پَ ، خونه محاصره ست ... بهتره خودتو تسليم كنی
*************************
پَ نه پَ ، گفتم دکتری ، یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه!!/
*************************
رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟
*************************
با دوستم رفتیم بام تهران ... یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت
...پَ نه پَ، می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره![]()
*************************
اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟
*************************
می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمیومد به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد. بعد خواهرم اومده میگه می خوای زنگ بزنی؟
*************************
در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده میگه آخی دردت اومد؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیدم شب جمعه اس به یاد مرده هامون افتادم یه دیده ای تر کردم
!!!*************************دم کوه زنگ زدم به دوست دانشگام میگم بجنب بچه ها همه جمع شدند منتظر توایم
!میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بچه های شیرخوارگاه آمنه رو میگم که منتظرند بیای ژانگولر بازی از خودت درآری بخندند
*************************
دوستم دماغشو عمل کرده، یارو بش میگه دوستت بینی عمل کرده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشته مترو سوار میشده لای در گیــــــرکرده!
*************************
میپرسه بازی کیه با کی؟ میگم استقلال تراکتور … میگه لیگ برتره ..میگم پـَـــ نــه پـَـــ مقدماتی یورو ۲۰۱۲ است تیم کم داشتن اومدن از اینجا تیم ببرن
**************************
مهمون اومده خونمون مرغ عشق هامو دیده رو لوستر میگه : مرغ عشقن اینا ؟؟؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ گونه نادری از میمون های بالدارن که فقط در شمال خونه ما رو لوستر زیست میکنن
…
**************************
رفتیم بلیته کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟ پـَـــ نــه پـَـــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد
**************************
زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـــ نــه پـَـــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام, بقیش هم آدامس بدین
!
*************************
علم بهتر است یا ثروت؟ ثروت! پـَـــ نــه پـَـــ علم؟
۲)تحمل کردن و از حال نرفتن در مقابل ۲۰ دختر سمج
۳)دویدن در حیاط مدرسه دخترانه بدون نگاه کردن به اطراف
۴)رقابت با دختران در رشته چونه زنی وپر حرفی وپشت موبایل یا تلفن
۵)ناز کشی ۳ دختر به طور همزمان
متاسفانه بعضی از فواید پسر ها:
۱)اگر پسرا نبودن کی مامان رو دق می داد؟
۲)اگر پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟
۳)اگر پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کی ضایع میکرد؟
۴)اگر پسرا نبودن دخترا به کی میخندیدن؟
۵)اگر پسرا نبودن دخترا کیو سر کار می ذاشتن؟
۷)اگر پسرا نبودن تو کلاس کی میرفت گچ می اورد؟
۸)اگر پسرا نبودن کی نمره هاش همیشه تک بود؟
۹)اگر پسرا نبودن دخترا اوقات فراغت نداشتن
× فقط جنبه طنز داشتـ پسرا ناراحتـ نشنـ :) ;)

سلامــ خوفینــ؟؟!![]()
تازگیا چقد فعالــ شدمـ!! تند تند آپــ میکنمـ!!!
اینـ آپمـ باحالهـ طنزهـ... گذاشتمـ کهـ اگهـ تو آپــ قبلیـ حالتونـ گرفتهـ شد اینو بخونینـ حالتونـ سر جاشـ بیاد! :دیـــ
خوبــ دیگهــ همینــ :)
![]()
رابطه دانشجویان با عناوین فیلم ها
دانشجوی تازه وارد: هالوی خوش شانس
دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان
دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیانشانپو
دانشجوی پزشکی : به خاطر یک مشت دلار
خانواده دانشجویان : بینوایان
دانشجوی مدل رپی : الو، الو، من جوجوام
انتخاب درس افتاده : زخم کهنه
مراقبین امتحان : سایه عقاب
تقلب : عملیات سری
روز دریافت کارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بایکوت
اعتراض برای کیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
دانشجوی اخراجی : مردی که به زانو در آمد
آینده تحصیل کرده : دست فروش
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجویی که تغییر رشته داده : بازنده
سرویس دانشگاه : اتوبوسی بسوی مرگ
کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان
ژتون فروشی : آژانس شیشه ای
علت نیافتن بعضی از دانشجویان : رابطه پنهان
التماس برای نمره : اشک کوسه
سوار شدن به اتوبوس : یورش
ترم آخر : بوی خوش زندگی
تصویه حساب : خط پایان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : کاراگاه گجت
ادامه تحصیل تا دکترا : دیدار در استانبول

+ اینــ فقطــ یهـ طنز بود قصد توهینـ بهـ دانشجوها رو نداشتمـ!! :)

کدوم مسئله رو اول حل کنیم : اینکه به دخترامون یاد بدیم که هر پسری مزاحم نیست
یا اینکه به پسرامون یاد بدیم که هر دختری فاحشه نیست؟
تو قرن 21 وقتی میخوای از خودپرداز بانک پول بگیری باید از نفر قبلی بپرسی که کار میکنه؟ سیستم بانکداری هوشمند ایرانی
طرف اومده میگه آقا یه قلیون با طعم «انبه قهوه» بده. یارو فروشنده هه هم بر میگرده بهش میگه:
خودتی! مگه خودت عمه نداری؟
آخه اینم شد طعم؟
*اگه دیدی طرف مقابلت باهات راه نمیاد شک نکن خسته است... چون داره با یکی دیگه چهار نعل می تازه
*ممکنه هر آدمی اشتباه کنه... ولی بعضی اشتباهات نمی تونه از هر آدمی سر بزنه
*اینایی که تا در میزنن درو باز میکنن، هدفشون از در زدن چیه واقعا؟؟
*گاهی یک دوست کاری می کند که دلت بدجور برای دشمنت تنگ می شود...
*چیزی لذت بخش تر از زدن بچه تخس و اعصاب خردکرن مهمون، دور از چش ننه باباش نیست
*کار خوبتو هیشکی یادش نمی مونه اما کافیه یه اشتباه کنی تا یه عمر بهت میگن تو همون آدمی هستی که اون روز...
*معمولا آدم ها رو... تا وقتی که کامل نشناختیمشون... دوستشون داریم.
*خیلی سخته آدم مجبور باشه به حرف های کسی گوش بده که دلش میخواد با پشت دست محکم بکوبه تو دهنش.
*هرچی بیشتر میگذره و علم پیشرفت می کنه کل مردم دنیا رویاهاشون به حقیقت می پیونده، ما جوک هامون تبدیل به واقیت میشه! سالها گذشت و کسی نفهمید...
*آیا می دانید با حذف جمله «خب دیگه چه خبر» از زبان پارسی ارزش سهام مخابرات با کاهش 80 درصدی مواجه می شود؟
*همه اینا به کنار. مسکن از کجا می فهمه ما کجامون درد می کنه؟
*چرا همچنان رو بسته های پفک نمکی می نویسن: «جدید»...!!

سعی کن به کسی که تشنه ی عشق است دل نبندی،
سعی کن به کسی که لایق عشق است دل ببندی،
چون تشنه ی عشق روزی سیراب خواهد شد!
وقتی تــــو بــــودی،
ســــكـوت آنــچنان زیبـــا بــود،
كه میشد خــوشههای محبت را از خیال نام تو چیـد!
وقتی تــــو بــــودی،
بــاور بــا تـــو بودن،
تنها به خوابی میماند كه با نسیم صبحگاهی از آسمان خیالم
به فراموشی سپرده میشد!
ولی وقتی بــروی!
شاید باور بــی تـــو بودن، نگاه سرد مرا به مهربانی یك دوســت
بیشتر آشـــنا كــند.
زندگى یك آواز است، آن را بخوان!
زندگى یك بازى است، آن را بازى كن!
زندگى یك مبارزه است، با آن مقابله كن!
زندگى یك رویا است، به آن واقعیت ببخش!
زندگى یك فداكارى است، آن را عرضه كن!
زندگى یك عشق است، از آن لذت ببر!
نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست ./
فوووووووت …..
فووووووووت ….
فوووووووت …..
فووووووووت …
فوووووووت ….
بیا شعما رو فوت کن !!!
تولدت مبارک !!!
/////////////////////////////////
![]()
![]()
امروز روز تولد منه من امروز رفتم تو ......سالگی امیدوارم به تمام آرزوهایی که نرسیدم برسم ![]()
![]()
![]()
امیدوارم شما هم به آرزوهاتون برسین دوستون دارم بشرطی که تولدم رو بهم تبریک بگین
۵ بهمن رو به تمام کسانی که تو این روز بدنیا اومدن رو تبریک میگم![]()
![]()

گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
لبخند چشم تو
تنها دلیل من که خدا هست و این جهان زیباست
وین حیات عزیز و گرانبهاست
لبخند چشم توست

آسمان را بنگر که بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان ، نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست
ماه من غصه چـــــرا ؟
تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست !
ماه من! دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن
کار آن هایی نیست که خدا را دارند…
ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست !
او همانی است که در تارترین لحظه شب راه نورانی امید نشانم می داد…
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد…
ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی بودن اندوه است…
این همه غصه و غم این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچیــن…
ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند: که خدا هســـت، خدا هســـت
و چــــــرا غصه؟ چـــــرا ؟


آدما از اینکه بعداز مرگشون فراموش بشوندمیترسندولی چه سخته
زنده باشی و فراموش بشی...
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گرانقیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی میگذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند..
پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت : ”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند، هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم، کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم.”
مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت.. برادر پسرک را روی صندلیاش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد..
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند؛ اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛
آرایشگر گفت: “من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد.”
مشتری پرسید: “چرا؟”
آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض میشدند؟ بچههای بیسرپرست پیدا میشدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.”
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمیخواست جروبحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من اینجا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”
مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.”
آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.”
مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”